دخمل شیطون
عشق کوچولوی مامانی از وقتی وارد 7 ماهگی شدی یاد گرفتی تا روی دستهات بلند بشی
, دستهات رو میزاری زمین و خودت رو روی دستهات بلند میکنی ولی هیچ خبری از سینه خیز رفتن نبود.البته دیروز یاد گرفتی که سینه خیز عقبی بری.
هفته ی دیگه وارد 8 ماهگیت میشی.البته دور در جاهم بلدی بزنی مامانی.چند روز پیش برای سنجش شنوایی رفتیم درمانگاه که خدارو شکر عالی بودی و مثل نوزادیت یه گوشت شنواییش بیشتره؛ یادم باشه نصیحت هامو تو اون گوشت بهت بگم ![]()
از شیطونیات بگم که از همون درمانگاه انقدر دستگاه شنوایی سنج و خودکار و کاغذ و کشیدی و شیطونی کردی که مسئولش گفت حتما یکسالگی خواب بیارش.منم یه خورده ناراحت شدم البته حق داشت جدیدا خیلی شیطون شدی جیگر مامان....![]()
تو روروئکت که حسابی کل خونه رو میچرخی و دستت به هرجا برسه میزنی میندازی و هرچی هم که خوراکی باشه و من و بابایی بخوریم چنان حمله میکنی دو دستی میگیری که ما پشیمون میشیم از خوردن.مخصوصا بستنی و میوه....
ماشالا غذا خوردنت عالیه عاشق فرنی و حریره بادومی ولی از سوپ زیاد خوشت نمیاد .
عاشق سی دی های بیبی انیشتین هستی و تا آخرش و نگاه میکنی...
تازگیها موهای هر کسی جلوی دستت باشه میکشی و رحم نمیکنی به موی کسی
, من که از دستت مو ندارم دیگه
, صورتمم تا جلو دستت باشه چنان چنگی میزنی که دلم از حال میره بلاااااااااااااااااا ....
رنگ چایی رو خیلی دوست داری ( از همون ماههای اولت )
, و چایی خوردن من برات خیلییییییییی جذابه
, وقتی من چایی میخورم با لبخندی به لب و خیلی با دقت و گاهی هم با تعجب به چایی خوردنم نگاه میکنی و توی این مدت چشم از چای برنمیداری و البته بیشتر وقتا سعی میکنی که لیوان و از دستم بگیری.
الانم بابایی زنگ زد حالمون و بپرسه و شما تا فهمیدی صدای باباییته شروع کردی جیغ زدن.راستی تو این 2 هفته کلمه دد و بابا رو همراه با جیغ میگی.
الانم داری آتیش میسوزونی که همین الان یهویی این چندتا عکسو ازت گرفتم.
فدات بشم جیگر طلا مامان و بابایی عاشقتن...![]()
با ایلیا پسرخالت موفق شدین فرمون روروئکتو از جا دربیارید و خرابش کنین...

اینم کارای امروزته که اول رفتی سراغ جعبه دستمال کاغذی و بعد...

وبعد اینکه جعبه رو انداختی و رفتی سراغ مشمای سطل آشغال و جیغ منو درآوردی...

اینجاهم که باند و داشتی تکون میدادی...

و اینجا کنترل و میخاستی برداری و بخوری که از دستت افتاد ...

و این هم آخرین عکس از قیافه ی پراز شرارتت



دخمل شیطون 

